رودبارجنوبزهکلوت

تمام طوایف رودبارجنوب و زهکلوت ریشه یابی و اشتراک گذاری نظرات کاربران

تمام طوایف رودبارجنوب و زهکلوت

در پست امروز قصد داریم تا تمام طوایف رودبارجنوب و زهکلوت را به شما معرفی کنیم. هدف از این معرفی ایجاد فضای تبعیض نژادی نیست و دلیل ما از قرار دادن آن شناخت بیشتر مردم جنوب کرمان از پیشینه تاریخی طوایف جنوب  می باشد البته  این معرفی بسیار تا بسیار اجمالی و با منابع اندک نوشته شده  است اما امید است شما عزیزان در قسمت نظرات که در پایین پست قرار دارد طایفه خود را بیشتر و بهتر از ما معرفی کنید.(تمام طوایف رودبارجنوب و زهکلوت)

اطلاعات مربوط به طوایف به دلیل نبودن اطلاعات کافی حذف شد . از تمام کسانی که در این پست در مورد طوایفشان اطلاعات غلطی ذکر شد معذرت خواسته و از آنها طلب مغفرت و بخشش داریم . هدف فقط شناسایی و معرفی طویف جنوب بود و قصد اهانت به هیچ طایفه و شخصی را نداشتیم. به امید روزی که تنها طایفه انسانیت ملاک برتری باشد. شما عزیزان در قسمت نظرات می توانید به معرفی کامل و جامع طوایف خود بپردازید .

شمبویی

۱- شمبویی :

حاجب

۲- حاجب:

جَت

۳- جَت :

نارویی

۴- نارویی :

بامری

۵- بامری :

براهویی

۶- براهویی:

زمانخانی

۷- زمانخانی :

رئیسی

۸- رئیسی :

نمدادی

۹- نمدادی :

لُر

۱۰- لُر :

سابکی ( سابقی )

۱۱- سابکی :

سِیفعلی

۱۲- سِیفعلی :


بیشتر بخوانید: معرفی فرهیختگان، نخبه ها و چهرهای علمی رودبارزمین


سالمی

۱۳- سالمی:

سنجری

۱۴- سنجری :

سوپَک

۱۵- سوپَک:

سهرابی

۱۶- سهرابی :

دُرَکی

۱۷- دُرَکی:

فرامرزی

۱۸- فرامرزی :

هُوت

۱۹- هُوت :

هوتهای اله بخشی

۲۰- هوتهای اله بخشی :

هوت شَکَربگی

۲۱- هوت شَکَربگی :

زابلی

۲۲- زابلی :

جُلی

۲۳- جُلی :

دهمیری

۲۴- دهمیری :

بنی اسدی

۲۵- بنی اسدی :

آسابر

۲۶- آسابر:

اکبری

۲۷- اکبری :

اُستا

۲۸- اُستا :

احمدی

۲۹- احمدی :

فلاحی

۳۰- فلاحی :

خاوری

۳۱- خاوری :

خاوند

۳۲- خاوند:

خانه زر

۳۳- خانه زر :

چاه حسنی

۳۴- چاه حسنی:

مهیمی

۳۵- مهیمی:

لورگ

۳۶- لورگ :

ناوکی

۳۷- ناوکی :

گُلبَج

۳۸- گُلبَج:

مکثایی

۳۹- مکثایی:

کُورویی

۴۰- کُورویی :

دیناربر

۴۱- دیناربر :

گُرگندی

۴۲- گُرگندی:

مبارکی

۴۳- مبارکی :

دادخدایی

۴۴- دادخدایی :

جمشیدزهی

۴۵- جمشیدزهی :

شهلی بر

۴۶- شهلی بر :

ترشابی

۴۷- ترشابی :

گمشادی

۴۸- گمشادی :

 

 

سایر طوایف خرد بوده و بطور پراکنده زندگی می کنند یا در دیگر طوایف حل شده اند.(تمام طوایف رودبارجنوب و زهکلوت)

 

منبع:


در قسمت نظرات با ما همراه باشید

 

 

مطالب مرتبط:

فیلم تسلیم شدن اشرار در جنوب کرمان و سیستان و بلوچستان در مقابل سردار سلیمانی

معرفی ایلات و طوایف کهنوج و رودبار زمین + معرفی کهنوج

تقسیم بندی تمام طوایف بلوچ در شهرهای مختلف ایران

تفاوت گویش شمال و جنوب کرمان همراه با مثال و تاریخچه

معرفی مرحوم باقر ابن بختیار شخصیت علمی و نویسنده جنوب استان کرمان

معنای بلوچ در لغت نامه دهخدا

‫143 دیدگاه ها

  1. سلام طایفه مرادزهی وجلالی وجنگی زهی سه تا برادرند فرزندان مراد در خاش زاهدان تنگه سرحه رمشک زهکلوت ونرماشیر هستند فرزندان جلال در نرماشیر وکهنوج و۰۰۰هستند فرزندان جنگی تنگه سرحه لاشار و۰۰۰هستند مراد جلال وجنگی فرزندان سردار محمد فرزند سردار کریم دادفرزند عالی فرزند حسین و۰۰۰فرزندان شهید ملک عالی فرزند شیخ بلانوش می‌باشند از طایفه بزرگ عالی زهی بلانوشی

  2. بامری
    مرکز اصلی این طایفه مستقل، منطقه عمومی دَلگان ، عمدتاً مغرب بمپور تا هامون جازموریان است [۱] لیکن گروه‌های دیگری با نام همین طایفه، در شهرستان‌های کهنوج ، [۲] خاش ، [۳] زابل ، و حتی بلوچستان پاکستان شناسایی شده‌اند

    بامری‌ها مقتدرترین و پرجمعیت‌ترین طایفه دشت دلگان هستند و چند طایفه با پایگاه‌های متفاوت اجتماعی و حتی نژادی به آن‌ها وابسته‌اند. طوایف وابسته، با همه گوناگونی و تعارضات، کل منسجم و متوازنی می‌ساخته‌اند و هر طایفه در این کل، وظیفه خاصی به عهده داشته است و امروزه نیز جای‌گاه کنونی هر طایفه را وظیفه سابق آن، که کم و بیش بر جای است، تعیین می‌کند. [۸] این طوایف به علت مقتضیات گوناگون سیاسی ، نظامی، اقتصادی ، با پیوندهای خویشاوندی سببی یا مناسبات اقتصادی ، به یک‌دیگر نزدیک شده‌اند و از آن‌جا که قدرت و حاکمیت در خانواده بامری‌ها ریشه داشته، مجموعه طوایف به نام بامری معروف شده است

    زادگاه اصلی بامری‌ها
    به گفته نواب خان بزرگان طایفه بامری، زادگاه و خاست‌گاه اصلی این طایفه دلگان،خاش ،زهکلوت، زابل ،کهنوج و جیرفت و گلمورتی،ایرندگان ،دامن بوده .

    در این منبع جمعیت طایفه بامری ۰۰۰، ۱۳ تن، و در جای دیگر ۰۰۰، ۱۸ تن، برآورد و در ۲۸ تیره، بدین شرح رده‌بندی شده است: روْدین زَهی ( نوابی )، دُروش زهی ، جمشید زهی ، فولاد زهی ،بنگه ای ، دُرَّکی ، قنبرزهی ، میرکا زهی ( میرَک زهی )، تاجو زهی ، عبداللهی ، سائی ، جمشید زهی ( تکراری )، شهداد زهی ، خانی زهی ، جَنگو زهی (؟)، حُوت رِکشانی ، کُنار زهی ، یوسف زهی ، حیدر زهی ، بامری، فَراری ، دُرانی ، مَکسانی ، بُوخَیر زهی ، دِکالی ، حُوت عباسی ، تابِکی ، مالکی ، نَوابی، رودین زهی .

    1. در اینجا که طوایف ذکر شده است یکی از مهمترین آنها طایفه شهدادی هستند که در اینجا ذکر نشده است

  3. سلام،یه مطلبی که توجه من رو جلب کرده خدمت تمام عزیزان عرض میکنم،اولا سرزمین اصلی و اولیه بلوچها رودبار هست که در منابع تاریخی ذکر شده و از قوم بلوچ و کوچ حتی در شاهنامه فردوسی هم یاد شده،اینکه رودبار را از بلوچ و بلوچستان جدا کرد اشتباه بزرگ و فاحشیست،بعد اینکه در زمان قدیم تا تقریبا عصر پهلوی استان کرمان و بلوچستان یک استان واحد بودن و از جیرفت تا سراوان و چابهار و حتی جاسک هرمزگان مناطق بلوچ نشین بوده،اینکه گفته میشه بسیاری از طایفه های ساکن رودبار از مناطق دیگه به اینجا وارد شدند و اصالت دیگه دارن،این مسئله دقیقا در استان سیستان و بلوچستان فعلی هم وجود داره و بسیاری از طایفه های مرز نشین اصالتی غیر از بلوچی دارن و به مرور زمان خود رو با فرهنگ و آداب بلوچی تطابق دادن و میتونم اسم چند طایفه رو بیارم که اینکار رو نمیکنم،این طایفه ها به دلیل مسائل گوناگون توسط حکومت های وقت به بلوچستان کوچانده شدن،در پایان بلوچستان نام منطقه ای از شرق و جنوب کرمان هست که تا غرب کشور پاکستان وسعت داره و نوع زبان و گویش هر منطقه متاثر از روابط مردم اون منطقه با مناطق مجاور است،باز هم میگم سرزمین اولی و آبا و اجدادی بلوچها رودبار هست و از رودبار به مناطق دیگه کوچ کردند ومتاثر از جاهایی که برای زندگی انتخاب کردن زبان و گویش و حتی مذهب اونها تغییر کرده

  4. تکبیر من همیشه و همجا زبان مادری خودم که رودباری هست صحبت میکنم و با افتخار میگم رودباری هستم
    یک روزی من درب مغازه خودم گفتم پسته ای و سبز چمنی رنگ زدم یکی از دوستان جوسی زیارت بچه تو شیراز جلو هم مغازه ایهام با گویش محلی گفت هنوز 50 سال تو شیرازی ولی رودباری بازی خودت رو داری و من از انجای که افتخار میدونم رودباری بودن خودم رو هر رهگزری رد میشد از جلو مغازه بهش شیرینی میدادم و با صدای بلند که رگ گردنم بیرون میزد از بس بلند میگفتم بفرمایید شیرینی بنده با افتخار رودباری هستم رودبارجنوب ازطرفمادر واز طرف پدر قلعه گنجی وبرادرزاده رضا عبدالکریمی کدخدا قلعه گنج در سالهای 1302 الی 1330وپسر ابراهیم (نواب) عبدالکریمی ویه اهنگ برای عمو من اون زمان حیدریها حسادت میکردن به کدخدایی عمو من خوندن و شعر این بود،، ابول ده مردی ولی رضا یه مردی تمام ارجنهای ازشون گرفت و فرستادشون پای آب قنات که دستوصورت بشورن ایا کسی این شنیده داره و اطلاعاتی داره خوشحال میشم تو غربت از شهر و طایفه خودم بشنوم حتی خاطره بد

    1. عزیز …رودبار به کل مناطق جنوب کرمان میکن.با مرکزیت کهنوج و شهرستان های اطراف میگن روبار..

  5. بله اکثرآ براهویی و فلاحی شاهباد و سابکی و سهرابی و بزرگ بلوچهای میانکوه مشهدی غلامحسین براهویی میباشد

    1. شما میانکوه هستید؟که به اشتباه به کمپ بندریا معروف شده؟مش سیف الله کدخدا و بزرگ اونجان،من خونه خونه عمه م و بچه هاش اونجان

  6. به نام یگانه هستی عالم
    باتوجه وحوصله. خوانده شودعرض.ادب خدمت دلیرمردان بلوچ و. دیگر اقوام مطالب مهمی که درمورد طایفه لُر جنوب کرمان درجازموریان وقلعه گنج باید بدانیم
    مطالب را برای این نوشتم که باتوجه به اینکه حالا رسم شده ازطریق فضای مجازی (درسایت طایفه رخشانی فردی ازروی لجاجت ویاندانسته به این قوم توهین وبه آنها لقب رودباری وغیربلوچ و.خودشان رابلوچ …. .. وبه طایفه کر روئی نسبت می دهند درصورتی که طایفه کر روئی اصیل وبا نجابت هستند وقلمرو آنها درحوالی کوهستان برجک نمداد بوده هیچنامی برکسی نگذاشته اند واقوام رخشانی همه بدنیستند اکثرأ افرادی باشخصیت هستند
    ویاشاید این فردیا رخشانی نیست ویا وابسته است که به عمد می خواسته کسی حرف بدی درمورداین طایف اصیل بزند ودعوا بین اقوام راه بیاندازد ویا حرف ازشخص متکبر دیگری شنیده طایفه لر طایفه ای هستتند درجنوب استان کرمان درجازموریان وقلعه گنج وپوشش ورسوم بلوجی دارند چرا اززمانهای قدیم با ازدواج فامیلی وزبست درکنارقوم بزرگ بلوچ می توان گفت بلوچ هم هستند ازدیرزمان به نام طایفه لر نام می بردند وطبق گفتار اجدادما می گویند ما ازلر هفت لنگ وتیره ایل نامدار زراسوند دورکی باب هستند حال باورکنید یانه افتخارمان آن است از نژاد. لُر کبیر. هستیم امیدوام زنده وجاوید باشید درپناه حق این . طایفه به دوقسمت تقسیم شده است طبق شواهدعبنی. تیره احمدی که خوانین هستند
    حال مطلب مهمی درمورد تیره. لُر در جازموریان ابتدا آنها هم از خوانین رودبار جنوب بودند باید بدانیم دارای ایل و قدرت واحترام درمیان اقوام بودند باتوجه به کوچ ازلرستان به این مناطق هرجا ساکن شدند باخوانین منطقه بلافاصله هیچ اعتراضی دال براینکه شما ازکجا آمدید نبوده…… اکثرزمینهای زهکلوت شامل شهرک پرجمعیت بونگ. سورگ آباد… ودرتقسیم بندی زمینهای جازموریان بیشترین سهم زمین ودرشهرزهکلوت بیشترین زمینهای مرکزشهر و شاهد سندفروش املاک ومغازه ها تک به تگ درمرکزبازار شهرزهکلوت حال اگرزمینها متعلق به کس دیگربود مگر حراسی داشتند که زمینهای خودرابه زوربدهند
    به امروز نگاه نکنیم
    آن روزهائی که تمام خوانین درمنازل بزرگان طایفه رستم وقنبر چرانگفتم شیخ قنبرورستم. ماجرای. شیخ بودن. (شیخ ازطایفه.خوب وبا اصل ونسب داریم وغیره )

    باید همه بدانند قبلأشغل آنان دامداری وکشاورزی درجازموریان وحومه داشتند
    واز خوانین وایل طایفه بودند که. سی سال قبل ازانقلاب یکی ازبزرگان طایفه لر روزی برای زیارت. ازجازموریان به زیارت ابالفضل می آیند ودر زیارت که شیخ آن فردی به نام محتاج ازطایفه سوپک…. بامری بودند واز روی نظافت اطراف زیارت شیخ محتاج با چراغ خان بحث می کند همین باعث می شود که اردو بزند وشیخ محتاج همان شب به خاطرحرفهائی که مطرح می شود ازآنجائی که انسان شریف و. پاک دل بوده بیمارمی شود ودیگران وی را روی شتر ونزدچراغ می آورند وبعداز دعا و داروی محلی همینکه حال وی خوب می شود اظهارمی دارداختیار زیارت ازاین به بعد دست شماست این شما واین زیارت. (نوه های محتاج ساکن الله آباد زهکلوت هستندافرادی باشخصیت ودرحال حاظر زنده هستند ) بعد ازآن چراغ ایل خودرا ازجازموریان ( که مدت سه سال بودازخاش درسیستان وبلوچستان آمده بودند.) به زهکلوت می آورد وازآن روز به بعد فرزندان چراغ معروف ومشهور. ومعروف به شیخ رستم وشیخ قنبر می شوندوافراد طایفه هم همراه او
    اما شمارا بخداسوگند ازبزرگان خودبپرسید همیشه هم نشین. خوانین بودند بایدعرض کنم این امایک خان درقلعه گنج برابری می کرد باخان های طوایف دیگرنه بیشتر. ( شاهداین ادعا خان شاپورخان احمدی وهم اکنون عیسی خان احمدی و…… حتی برای اخذمالیات از طوایف رودبار وجازموریان می آمدند ومالیات جمع می کردند
    حال لرهای زهکلوت. جازموریان درجای خودش درصورتی که اگرکسی درزه کلوت ویاقلعه گنج صاحب قدرت بیشتری بودکه زمینها متعلق به آنهابود✓ دودستی این همه املاک را تقدیم نمیکردند مگر……
    ( درهمین زهکلوت به خاطر ۲۰*۳۰ زمین پسرعموی خودش اختلاف شدید داشته است.) زمینهای اکثرادارات درمرکزشهرزهکلوت وقلعه گنج ازطرف بزرگان این طایفه واگذار که سند درادارات موجوداست .
    بعضی از افراد. طایفه واجداد خودرا ندانسته تخریب می کنند که مثال قنات قلعه گنج متعلق به طایفه ما وزهکلوت مال مابوده…. حال اگر مال فلان کس..بوده چه دلیلی وجود داشته که املاک به این مهمی راببخشند
    قصدتعریف نداشتم فقط خواستم همه بدانند این طایفه زیر دست هیچ طایفه ای نبود که نامی برآنها بگذارد. برابری داشت باطوایف بزرگ ونامی مورد دیگر کشتن چندین سارق مسلح درسال ۱۳۵۳ درمسیر بم توسط افراد نامدار.موسی لران احمدی وعبدل عاشوری.مرید رضاپور وعلیرضا آنهم ازطایفه بزرگ ونامدار شه بخش درصورتی که یک هفته ازماجرا نگذشته بود به محض متوجه شدن ماجرا سردار طایفه شه بخش لشکرکشی نموده و اضهارداشتند اولأ افرادما مقصربودند دوم اینکه مارا نامرد نکشته وبامردانی روبروهستیم آنهارابخشیده و همانجا نذز خدا به جای آورده وبین دوطایفه سوگند به قرآن خدایادمی کنند تانوه های ونتیجه های ما باهم مانند برادر درکنارهم زندگی کنند تاحال به هیچ طایفه ای هم زورنگفته وبزرگان همه اقوام درزهکلوت وبلوچستان انسانهای شریف بودند ودرصلح وصفا درکنار طوایف دیگر زندگی کرده اند
    گزیده ای اشعاربلوچی جریان فوق (شیراجن موسی پروتی جانا عبدل وموسی نامی…… که نوار قدیمی اشعاردرایرانشهر پیدامی شود)

    (هرکسی می تواند ازسرنوشت طایفه خود تعریف کندامانباید به هیچ قومی اهانت شود)
    باسپاس ازهمگی

    1. سلام برادر خواهشا تاریخ رو تحریف نکن برای اصل و نصب دار بودن نیازی نیست که خان باشیم طایفه لر طایفه اصیلی است و من خودم قوم و وصلت کار هستم با لرها لر ها بلوچ کاره هستند نه خان. و این اصلا کسر شان لر ها نیست لر طایفه اصیلی از طوایف رودبار هستند ولی اگر هر کسی ادعای حکومت بر رودبار زمین داشته باشد تاریخ رودبارزمین که وطنمان است پاره تنمان است تحریف می شود و به بیراهه می رود بخدا نمی خوام طایفه ای رو برتری بدم به طایفه ای دیگر ولی فقط سه طایفه در رودبارزمین حکومت داشته اند خوانین حاجب ها و رئیسی ها که در آخر خوانینن حکومت را کامل از دست حاجب ها یا همان هیجو ها می گیرند و تا قبل از انقلاب قدرت دست طایفه خان بوده اون خانی که شما دارید می گید اون به معنای سردار طایفه است نه حاکم رودبار، اون خانی که شما می گید در راس هر طایفه بوده که همان ریش سفید طایفه بوده والا طایفه شما برای اطالتش نیازی نداره که به خان چسبونده بشه شما خودتون مطرح هستید

  7. .لُر ( طایفه لُر که به مرور زمان و به اشتباه لَر خوانده می شود ) این طایفه بزرگ در زمان نادر شاه افشار به علت ندادن مالیات و شورش هایی که توسط این طایفه انجام می شد از منطقه چهار محال بختیاری به مناطقه جنوبی کوچ اجباری داده شد دوباره به زادگاه خودبازگشتنداماشاه آن زمان به یکی از سرداران اظهارداشته منطقه بلوچستان نا امن است به آنان مأموریت داده شده تا امنیت را درآن محل برقرار کنید. طبق گفته بزرگان ما (لرها)،جد ما پس از کوچ به ناحیه رودبار اینجا وصلت کرده و ماندگار شدند واقوامی درخاش وبلوچستان دارند ، بعد ها این قوم با خان منطقه کهنوج به نام ضرغام خان نیز درگیر شد و بعد از فراز و نشیب های زیاد اکنون آن ها را در جازموریان ،منوجان و قلعه گنج (احمدی) می بینیم .

    ۰ اندکه ،، .مجدد عرض کنم. – لُر : طایفه لرهفت لنگ بوده در زمان نادر شاه افشار به علت ندادن مالیات و شورش هایی که توسط این طایفه انجام می شد لَرها از طوایفی بودند که ریشه بختیاری دارند و گفته میشه در دوره نادرشاه برای جنگ با هند به شرق کوچانده شدند و پس از نبرد در این نواحی ماندگار شدند و از داستان ازدواج بزرگان این طایفه در این ناحیه و ماندگاری آنها ،میشه این مورد را درک کرد که بعلت ندادن مالیات و جنگ با حکومت نادری به این ناحیه از مناطق بختیاری کوچ داده شدند ازطرفی طبق سیاست پادشاه آن دوره برا ی امنیت بلوچستان وجنوب کرمان از منطقه چهار محال بختیاری به مناطق جنوبی کوچ داده شدند که ابتدا درپوزه دهلران حوالی خیابان لران درجیرفت سپس به حاجی آباد بندرعباس درآن منطقه یکی ازخوانین آن محل که خیلی مردم آنجاراموردظلم خودقرارداده به دست آنهاکشته می شود بعد به طرف خاش زاهدان کوچ نموده بعدازمدتی به رمشک بازگشته وسالها درحالی که عده ای بعد درحالی که عده ای (احمدی ها) ها ماندند به جازموریان وبوینگ وسورگ آباد زنگی کردند این قوم با خان منطقه کهنوج وقلعه گنج به نام ضرغام خان نیز درگیر شد و بعد از فراز و نشیب های زیاد اکنون آنها در جازموریان ،منوجان و قلعه گنج (احمدی) می بینیم وسالهاست باسازش و وصلت بادیگرطوایف درآرامش زندگی می کنند ، ،در ضمن گویش لرها با دیگر نواحی رودبار خصوصا جنوب تا حدودی فرق داره و میشه این گویش رو راحت با گویش لری بختیاری مقایسه کرد
    باید عرض کنیم ای تعریف وتمجیدنیست سرگذشت این قوم دلیراست بلاشک همه طوایف قابل احترام هستند

    1. سلام،پیاما رو نخوندی؟در مورد طایفه ابراهیم پور ریگان و فهرج و جلالی اگه اطلاعی دارید بفرمائید

  8. سلام براقوام محترم جنوب شرق ایران

    ببخشید آیا در مناطق وتاریخ طوایف شما،طایفه ای به نام علی میرزایی وجودداشته؟

  9. سلام،کسی در مورد طایفه ابراهیم پور ریگان و جلالی اطلاعاتی داره؟من پدربزرگم از ریگان به خوزستان اومده،دوست دارم راجع به طایفه و قوم و خویشم اطلاع داشته باشم ممنون

    1. سلام بله طایفه بزرگی هستش طایفه ابراهیم پور و طایفه جلالی در نگین کویر شهرستان فهرج هم مرز با شهرستان ریگان مستقر هستند

      1. سلام خدا خیرت بده،بازم معرفت داشتی جواب دادی،طرف شماره تماس میذاره ولی جواب نمیده انگار مثلا ازش خواستیم خدایی نکرده جاسوسی کنه،ما به خاطر لجبازی و یه دندگی پدربزرگ خدابیامرزم از قوم و خویش خودمون بی‌ خبریم،دوست داریم با قوم و خویشمون آشنا بشیم

  10. سلام من از طایفه ایل رئیسی همه رو میشناسم تا که این ایل بزرگ از قبل از اسلام بوده و ملک دینار غز فرمانده غز ها که با سلجوقیان جنگ داشته و برادرن او و ….

    اگر از ایل ما در کرمان یا جنوب کرمان یا هر جای جهان خواستید 09932709553 در خدمتم

  11. سلام آقای مدیراگه ازطایفه پرکوه اطلاعی داری لطفابه سمع مابرسانیدممنون میشم

    1. سلام ، اطلاعات بنده در مورد طوایف بزرگ جنوب بسیار ناقص می باشد. اگر اطلاعاتی در این باره دارید می توانید در قسمت نطرات با ذکر منبع بیاورید. سپاس

      1. سلام در کنار رودخانه هلیل رود یک قلعه قدیمی وجود داشته که اجداد ما آنجا کشاورزی میکردند ان را دیده اند که هم سطح زمین بود ولی به مرور زمان زیر خاک پنهان شده وبه جاز کلات معروف بوده آیا شما اطلاعاتی‌ دارید موریان زاده هستم از روستای مزرعه شهید بهشتی شهرستان قلعه گنج

  12. سلام یکی از بزگترین طایفه های سیستان و بلوچستان طایفه بزرگ گرگیج هسته که از زمان قاجار هسته و اگه مایلید سرچ کنید دایره المعارف گرگیج که خود طایفه گرگیج قسمت میشه به شاخه هایی مثل طوایفی همچون گرگندی در ضمن طایفه گرگیج در کشورهایی همچون ایران و پاکستان و افغانستان و ترکمنستان و در چند کشور عربی هم دیده شدند ….

    پس‌من نمیخوام بگم که بقیه طوایف از هم بالاتر یا پایین تر هستند همه طوایف بلوچ در یک حد هستند ♥️🙏🌷

  13. سلام من محمد رضا دهمیری از ریگان هستم ومیدونم بزرگترین طایفه دهمیری هست و رو دست ندارم واگر کسی هم در طایفه دهمیری نگشته ونمیدونه چقدر بزرگه لطفاً نظر نده

    1. سلام آقای دهمیری،شما که ساکن ریگان هستید حتما در مورد طایفه ابراهیم پور و جلالی اطلاعاتی دارید،خوشحال میشم اگه اطلاعاتتون رو بشنوم،همونطور که گفتم من پدربزرگم از ریگان به خوزستان اومده با چند تا از خویشاونداش که جلالی هستند

  14. سلام . واقعن برای همگی متاسفم من از طایفه زابلی رودبار مظفراباد هستم ولی به رودباری بودنم افتخار میکنم ..من نه به زابلی بودنم و نه به بلوچ بودنم افتخار میکنم فقط به رودباری بودنم افتخار میکنم

  15. سلام ما از طایفه حاجب فامیل مون هم کریمی هست و به ما حیجو هم میگن پدران و بزرگان ما میگن خودمان حاجب میر نجفی هستیم

  16. سلام.ازکرمان هستم.تقریبا هفت پشت ما،بادختری از ملامعنوی به اسم کلامریم،وصلت کردند،وبنده اطلاعات قبل از انرا ندارم.خواستم بدانم آیاملامعنوی یادخترایشان که اسمشان ذکر شد،وابسته به طایفه خاصی هستند.باتشکر.شماره واتس اپ۰۹۱۳۲۹۸۰۹۳۴

    1. سلام بله برادر من خودم یک رگ حاجب هستم و افتخار میکنم که از این طایفه با اصل و نسب هستم با شما دای زاده ام طایفه حاجب بزرگترین‌بزرگترین طایفه در بخش جنوب و جنوب شرق کشور که نقطه متمرکز جمعیتی این طایفه شهرستان کهنوج و رودبار جنوب و منوجان هست و به صورت دایره مهور به اطراف این دو سه شهرستان پراکنده شده طایفه حاجب از بقایای یک سلسله آریایی تبار هخامنشی نسب لب رودخانه هلیل است به نام خاندان و سلسله سلطنتی حیجوان که از آن مردم تنها چیزی که به یادگار در تاربخ باقی مانده است همین طایفه حاجب است طایفه حاجب دادای چندین شاخه است اما اصلی ترین شاخه های این طایفه که که نسبشان هم به یک پدر جد مشترک می رسد وبیشتر وصلت‌هایشان هم درون طایفه ای بوده و ژن حاجب بودنشان بسیار زیاد است عبارتند از(1-حاجب کلانتر:که به حاجب های مختار آباد و توکل آباد کهنوج که دارای دو فامیل هستند حاجب و کریمی2-حاجب حیجو:که خود حاجب های حیجو خود دارای چندین شاخه است و دارای دو‌زبان هستند حیجو های مناطق بلوچ نشین بلوچ زبان هستند و حیجو های رودبار زمین رودباری زبان هستند حاجب های حیجو تا حدود ۳۵۰ سال یا ۴۰۰ سال پیش در قدرت بودند و رودبار را تحت سلطه داشتند قبل از حکومت خوانین مالکی خوانین و حاکمین رودبار حاجب ها [حیجوها]بودن و بقیه حاجب ها هم جزء قشر بزرگزادگان رودبارزمین بودن 3-حاجب های سالار:که به حاجب های شهرستان کهنوج و دهستان نور آباد کهنوج گفته می شود که حاجب های سالار به دو دلیل گفته می شود که به آنها سالار می گفته اند یک بخاطر اینکه جدشان از سرداران و سالاران جنگی بوده یا اینکه به دلیل شخصیت ولا و یا هم اینکه بخاطر کوه نشین بودن به سالار گفته می شده اند زیرا در قدیم در رودبار به طوایف کوه نشین و بزرگان طوایف کوه پیشوند پسوند سالار و میر داده می شده نکته:بعضی از بزرگان طایفه حاجب کلانتر بر این باورند که حاجب ها لر هستند و در دو صده یا سه صده قبل تر از شیراز به جنوب کرمان قوچ کرده اند و‌ به سر کردگی سه برادر که حاجب های سالار و کلانتر از نسل یکی از آنها و حاجب های حیجو از نسل برادر دیگر و حاجب های شهرستان جیرفت هم از نسل آن یک برادر و ما بقی حاجب ها هم از نسل همراهان این سه بوده اند که بر لب رودخانه هلیل مستقر شده و زندگی جدیدی آغاز کرده اند و معتقدند که قبل تر از شیراز هم در ایلام بوده اند ولی چیزی که من از بزرگان سالار و کلانتر و حیجو شنیدم این بود که این سه شاخه به شدت معتقد بودند که جدشان مشترک بوده و در حدود ۲ ۳ پشت قبل تر اینها قوم نزدیک‌بوده اند و رفت و آمد داشته اند و آوازه یکدیگر را داشته اند حاجب در این طایفه به معنای مانعی که برای حجاب و پوشبده کردن از آن استفاده می شود به کار گرفته شده است و این به دلیل تئسب این طایفه بوده 95 درصد طوایف جنوب کرمان با طایفه حاجب ریشه نژادی دارند و میشود گفت به عبارتی دیگر 95درصد طوایف رودبار جنوب و نواحی یک رگ از حاجب شریک دارند نکته: نکته ای که وجود دارد اینست که خیلی از حاجب ها هستند که فامیلشان حاجب نیست اما نژادشان حاجب است مثل کریمی ها که از حاجب های کلانتر هستند و خیلی از مردم هستند که فامیل حاجب دارند اما فقط در حد شناسنامه ای بیش نیست و هیچ ربطی با طایفه ی حاجب ندارند
      [[حاجب های دیگری هم وجود دارد مثل حاجب های سهران یا دهکاهان و غیره.. که حاجب بودنشان ثابت شده است اما اینکه با حاجب های اصل یک نژاد باشند متئسفانه نتونستیم ثابت کنیم تا به حال ولی باز هم تحقیقات و تلاشمان را ادامه می دهیم. انشاالله بزودی در همین چند سال آینده کتابی قطور از مردم‌رودبار زمین منتشر خواهیم کرد.البته دوستان‌زیادی هم هستند که در این زمینه دارند تلاش میکننددمثل آقای حمید شهریاری و… ولی خوب هرچه در این زمینه بیشتر کتاب نوشته شود تاریخ و هویت سرزمینمان رودبار محکم تر و استوار تر می شود وسلام علیکم و رحمت الله

      1. سلام و عرض ادب بیشتر متنتون با دانسته‌های من یکی هست ولی یه چیزی که هست اون شاخه ای که توی قدرت بوده در بین طایفه بزرگ حاجب شاخه ی حاجب کلانتر بوده و حاجب های سالار و هیجو ها در واقع از اقوام ما و عموزاده های ما هستند قدرت مالکیت عرضی و سرداری و بزرگ طایفه همیشه از بین حاجب های کلانتر و سالار انتخاب می شده که همان حاجب های آبسردویه و کهنوج نورآباد هستند و هیجو ها هم‌ از حاجب های نجیب زاده بوده اند و اسم هیجو بروی هیجو ها از همون سلسله ی هیجوان (هیجوون به زبان رودباری و باستانی)که خودتون نام بردید گذاشته شده و بر شاخه ی هیجو مانده و بعد ها اسم طایفه شده حاجب بخاطر اینکه قدرت سلطنت و نظامی در سلسله هیجوان ارثی بود بخاطر همین به اون شاخه ی سلطنتی و شاخه نظامی حاجب گفته می شد یعنی اینکه این وارث پدرش هست و این نام اول بروی حاجب کلانتر و سالار گذاشته شد و بعد بقیه هیجوها هم معروف شدند به حاجب در صورتی که حاجب فقط کلانتر و سالار هستند و بقیه جاجب ها همان هیجو هستند آدرس یوزر تلگرام بنده اینه اگر گفتگو و حرفی داشتید در خدمتم@abdolhosein6439

        1. تکسوار جنوب:طایفه حاجب در طول تاریخ دوبار به حکومت رودبار زمین رسید یکبار قبل از اسلام با نام هیژوان و تمدن جیرفت و یک بار در ‌در ۵۰۰ سال تا ۳۷۰ سال پیش حاجب ها از اولین قوم های جنوب کرمان و رودبار زمین هستند و تنها طایفه ای هستند که دوبار صاحب تاج‌و تخت شدند هخامنشی و آریایی تبار هستند واصالتشان قابل ستایش است منابع تاریخی با استدلال این گفته ها قابل تایید است

          1. سلام بر مدیر گرو من رند بلوچ میرپوتار هستم که به خواسته دران خان حاکم وقت به کهنوج رودبار زمین آمدن

      2. سلام ما از طایفه ی هیجو هستیم و در قلعه گنج و روستاهای چاه جازیون و کلات مالک و رودباهی و مزرعه و چند روستای دیگر زندگی میکنیم و فامیلی ما نظری و روهینا هستش پدران ما سالهاست که در جاز موریان زندگی کرده و میکنند در حدود سالهای ۱۳۴۰ مردی انگلیسی با تجهیزاتی برای پیدا کردن چاه نفت به جاز آمده که پدر بزرگ ما مشی بهمن نظری با جمعی از مردم طوایف دیگر آنها را جاز بیرون کرده و سپس به تهران رفته اند و سندی مبنی بر تملک بر زمین های جاز موریان را به نام طایفه ی های بزرگ جاز موریان ثبت کرده اند که نام خیلی از بزرگان طوایف در آن آمده است .

        1. سلام خدمت براسان بلوچ
          گفتنی در مورد طایفه بزرگ جلالی (بلوچ)
          طایفه جلالی اصالتا از خاش تفتان سه برادر بودن جلال و مراد چنگیز
          که امروز طایفه مرادزهی در خاش هستند
          وطایفه جلالی در ریگان فهرج کهنوج رودبار کرمان بم ایرانشهر جیرفت سکونت دارن
          بزرگانی چون گروهبان شکر جلالی و فرزندانش مرحوم غلام و مرحوم هوشنگ جلالی
          جلالی ۱۰ تا تیره داره وسر منبع اصلی این طایفه به طایفه عالی زهی هست که طایفه عالی زهی در پاکستان افغانستان هستند

          1. سلام برادر جلالی عزیز میتونید تیره های مراد زهی را نام ببرید باتشکر

  17. میخواستم راجب صحبت مهدیه این رو بگم که حرفتون اشتباهه اگر مایلید میتونید برید و تاریخچه فامیل زابلی رو در بیارید

  18. سلام من ازمنطقه میناب هستم مااصالتارودباری هستیم پدربزرگ مانزدیک ب دوپشت هست اومده ب این منطقه واینجافوت شدن مااقوام وطایفه ش رونمی شناسیم واطلاعاتی نداریم رفت وآمدنداریم..پدربزرگ مابه اسم فیروزهمراه برادرش کرم بیگ به این منطقه اومدن درضم اسم پدرشون هم چهارشنبه بوده اینجورک شنیدم واسم زن فیروز خیری بوده تنهاچیزی ک میدونم اینه ک اهل میش پدام بودم اگه کسی تاحالااین اسم هاروشنیده وچیزی ازشون میدونه بهم اطلاعاتی بده ممنون میشم

    1. شهدوستی لطفا درباره شهدوستی و برجک سیف الله اگر کسی اطلاعاتی داره توضیع بده خوشحال میشم

  19. مختصر اطلاعاتی در مورد طایفه مرادزهی نمداد
    دوبرادر به نامهای شهمیر و گلمیر مرادزهی که از طایفه بزرگ مرادزهی که نسبشان به امام چهارم امام سجا >ع>میرسد .از منطقه تفتان خاش به طرف جنوب کرمان مهاجرت میکنند.
    علت کوچ انها به جنوب کرمان به این صورت میباشد
    مادر شهمیر و گلمیر به دلیل بیماری فوت میکند و و پدر انها به نام عاشوب مرادزهی زن دیگری را به همسری میگیرد .زن عاشوب خواهر شهمیر وگلمیر را به نکاح دیگری در میاورد .و با اینکه دو برادر رضایت به این ازدواج را نداشتن از انجا به نشانه قهر به طرف جنوب کرمان کوچ میکنند .شهمیر در نمداد سکونت میگزیند ولی گلمیر کیلومتر ها دورتر در کوهای رمشک و فنوچ بلوچستان کوچ کرده و درانجا ازدواج کرده و زندگی میکند.بعداز گذشت سالیانی دور پدرشان به نام عاشوب مرادزهی برای اشتی دادن انها به نمداد و رمشک میرود تا بتواند انها را به تفتان خاش برگرداند .وقتی با گروهی از همراهانش وارد نمداد میشود تا شهمیر را قانع کند که برگردد .ولی شهمیر سر باز میزند و از برگشت امتناع کرده . عاشوب مرادزهی میبیند که هیچ امیدی به بازگشت شهمیر نیست همراه با همراهانش به رمشک حرکت میکنند تا بتوانند گلمیر را قانع کنند تا برگردد. ولی موفق نمیشود .بعدها شهمیر مرادزهی ازدواج کرده و و صاحب فرزندانی شد.که با طایفه مرادزهی معروف میباشند و با طایفه فقیرزهی که از نسل فقیر کردستانی میباشند ک امروزه به نام فامیل رضایی شناخته میباشند از قدیم باهم وصلت میکنند.
    و از نسل گلمیر مرادزهی در رمشک و فنوچ امروزه به نام طایفه سرحدی شناخته میشوند
    و اینجا شجره نامه فقرزهی و مرادزهی جنوب کرمان را به سمع و نظر شما میرسانم.
    طایفه فقیرزهی نام .حاجی عباس رضایی.فرزند: علی :شهمراد.خدامراد. غلامرضا.شعبان.فقیر کردستانی.فقیر از کردستان متواری شده به طرف سیستان می اید و در راه با حیدر جد فرامرزی ها روبه رومیشود و به جنوب کرمان می ایند و……
    طایفه مرادزهی. نام .مرید نمدادی ..فرزند:دادعلی . مرید .مراد.حسین .مراد. شهمیر .عاشوب . مراد مرادزهی. دوستان میتوانند از گوگل برای شناسای طایفه مرادزهی استفاده کند

  20. نامگذاری طایفه فرامرزی از روی اسم فرامرز فرزند حیدر میباشد.
    و از نسل فقیر کردستانی امروزه به نام طایفه رضایی ملقب به فقیرزهی شناخته میشوند

  21. سلام “میخاستم مختصر اطلاعاتی در باره طایفه فرامرزی و فقیر زهی به سمع واطلاع شما عزیزان برسانم>
    جد بزرگ فرامرزی ها به نام حیدر همراه همسر خود که بار دار بوده از سیستان بلوچستان به طرف جنوب کرمان مهاجرت میکنند >و در بین راه با شخصی به نام فقیر کردستانی برخورد میکنند که به طرف جنوب کرمان در حال مهاجرت بوده> و ادامه راه را با هم به سمت جنوب کرمان حرکت میکنند و بعداز طی مسیر طولانی به کوهای گازبر نمداد میرسند و از انجای که اشنای به محل نداشتند از انجا به طرف شهر دوساری که از توابع جیرفت میباشند رفته و نزدیک به دوسال انجا میمانند .ولذا شایان به ذکر است همسر حیدر درانجا فرزندش را به دنیا میاورد .فرزندش پسر بود و.چون از مرز سیستان امده بودن نام فرزند خود را فرامرز مینامند. فقیر کردستانی در انجا زنی را از طایفه هوشمند مردهک به همسری خود میگیرد.فقیر کردستانی همراه حیدر تصمیم میگیرند که به نمداد برگردنند.همراه خود درخت خرما بار بر الاغ میکنندو به طرف نمداد کوچ میکنند. و بعد از طی مسافت طولانی به نمداد میرسند .و درانجا هر کدام در نقطه ای جدا ازهم زندگی میکنند . فقیر کردستانی زن دوم خود را از بومی های همان منطقه میگیرد.و بعدهامردمان از گوشه کنار به طرف نمداد کوچ کرده .لازم به ذکر میباشد قوم نمداد به نحوی باهم قوم و خویش میباشند.ونسب فامیلی دارند.اصالت یعنی شکاف ایجادنکردن در بین طوایف بلوچ

  22. سلام “میخاستم مختصر اطلاعاتی در باره طایفه فرامرزی و فقیر زهی به سمع واطلاع شما عزیزان برسانم>
    جد بزرگ فرامرزی ها به نام حیدر همراه همسر خود که بار دار بوده از سیستان بلوچستان به طرف جنوب کرمان مهاجرت میکنند >و در بین راه با شخصی به نام فقیر کردستانی برخورد میکنند که به طرف جنوب کرمان در حال مهاجرت بوده> و ادامه راه را با هم به سمت جنوب کرمان حرکت میکنند و بعداز طی مسیر طولانی به کوهای گازبر نمداد میرسند و از انجای که اشنای به محل نداشتند از انجا به طرف شهر دوساری که از توابع جیرفت میباشند رفته و نزدیک به دوسال انجا میمانند .ولذا شایان به ذکر است همسر حیدر درانجا فرزندش را به دنیا میاورد .فرزندش پسر بود و.چون از مرز سیستان امده بودن نام فرزند خود را فرامرز مینامند. فقیر کردستانی در انجا زنی را از طایفه هوشمند مردهک به همسری خود میگیرد.فقیر کردستانی همراه حیدر تصمیم میگیرند که به نمداد برگردنند.همراه خود درخت خرما بار بر الاغ میکنندو به طرف نمداد کوچ میکنند. و بعد از طی مسافت طولانی به نمداد میرسند .و درانجا هر کدام در نقطه ای جدا ازهم زندگی میکنند . فقیر کردستانی زن دوم خود را از بومی های همان منطقه میگیرد.و بعدهامردمان از گوشه کنار به طرف نمداد کوچ کرده .لازم به ذکر میباشد قوم نمداد به نحوی باهم قوم و خویش میباشند.ونسب فامیلی دارند .

  23. شجره نامه قوم بلوچ طایفه ریگی و شنبه زهی دهستان لوتک

    منبع دهستان لوتک شنبه زهی

    بزرگان این طایفه به استناد روایت قبیله ای، ریشه نژادی خود را از اقوام آریایی اصیل می دانند که در ناحیه کرمان کنونی ساکن شده بودند. بعد از حمله ترکان غز این طایفه در ناحیه‌ای به نام ریگستان حدود زاهدان و خاش کنونی مستقر شدند که این منطقه هم اکنون سرحد نامیده می‌شود. ناحیه سرحد از شمال به کهنوک، پابید و جون آباد، از شرق به تهلاب ریگ ملک و از جنوب به گوهر کوه و از غرب به محل سکونت طایفه شه بخش محصور است. این منطقه محل زندگی طایفه سرحدی نیز می‌باشد.

    تعداد قابل توجهی از طایفه ریگی در سیستان زندگی می‌کنند که بدون تردید از بلوچ‌های اصیل سیستانی به حساب می‌آیند. با توجه به محدوده سیستان بزرگ، که سرحد (ریگستان) قسمتی از آن را تشکیل می‌داده است حتی ریگی‌های منطقه مذکور نیز اصالتا سیستانی به حساب می‌آیند.

    استقرار دائمی برخی از ریگی‌ها در سیستان کنونی، زمانی صورت گرفت که دامنه ناامنی‌های ناشی از هجوم و حمله افغانی‌ها و نیروهای وابسته به غارتگران داخلی و خارجی به ناحیه سرحد (ریگستان) کشیده شد.

    ریگی ها با توجه به شجره نامه موجود از سادات حسنی و منتصب به امام حسن مجتبی  می باشند به همین دلیل به آنها لقب میر به معنی حاکم داده شده است و در زمان قحطی سفره ی  بزرگان این طایفه برای مستمندان پهن بوده است .  

    قسمتی از شجره نامه طایفه ریگی به شرح ذیل می باشد:

    سردار مهرالله بن سردار تاج محمدخان بن سردار محمد رضا خان بن غلامعلی خان بن ابراهیم خان ریگی بن مرادخان بن سردار میر بولان بن نتو بن میر حسن .

    میربولان سپه سالار لشکر  در زمان نادر شاه افشار بوده است که با اندیشیدن ترفند نظامی ضمینه فتح هندوستان را فراهم کرد که پس از ۴۷نسل یا پشت به امام حسن مجتبی خلیفه پنجم مسلمین می رسند . سید عبدالقادر گیلانی از  که سر سلسله تصوف و عرفان است از اجداد این طایفه است  .

    میر چاکر …که فتح هندوستان در کارنامه افتخارات او ثبت است .میر حمل شهید مبارزه با پرتغالی ها که کار حراست از وطن خود را انجام داد . که فرمانده پرتغالی ها پیشنهاد ازداواج با دخترش را به وی می دهد که وی در پاسخ می گوین زنان فرنگی باب میل حمل نیستند چون نه وضو می گیرند و نه نام خدای متعال را می گیرند سرنجام وی درگیر می شود وبه شهادت می رسد ولی سواحل جنوب را به آنها واگذار نمی کند .

    برخی از تیره های طایفه ریگی :

    نتوزهی : میرجاوه ،لادیز ، جون آباد

    گنگوزهی : گزو ،پشتکوه ، گروک

    حسین بُر : گشت ، سراوان ،جالق

    میرکازهی :اسکل آباد ، خاش

    بهادرزهی: سازینک ،شهدادشیرو، کولی که

    زنگی زهی: سه راهی خاش

    جری زهی : زاهدان

    ارباب : لادیز ، زاهدان ،میرجاوه-دهستان لوتک

    شنبه زهی :میرجاوه- دهستان لوتک 

    شه کرم زهی : گوهرکوه

    بولاغ زهی :گوهرکوه

    سندزهی : زاهدان

    عیسی زهی : چانعلی

    رخشانی :میرجاوه-انده

    میربولان یکی از فرماندهان پیاده نظام لشکر نادر شاه افشار

    وی با اندیشیدن ترفند نظامی توانست ارتش را از گذز گاه بولان عبور داده و هندوستان را فاتح نمایند ماجرا بدین قرار بود که زمان او ارتش ایران اسب سوار بودند و سواره نظام ارتش هندوستان فیل سوار اسبها در مواجه با فیلها ترسیده وپا به فرار می گذارند و ارتش ایران ناکام شده میر بولان به شتر سواران وجنبازا دستور می دهد که … بر روی کوهان شتران ببندند و پراز خار و خاشاک نمایند به محض رسیدن به فیل سواران کوره ها را اتش بزنند گرمای اتش کوهان شتر باعث شد که سر و صدای آنها بلند شده  وغرش شترها سبب رب ووحشت شده و نظم سواره نظام هندوستان برهم خورده  و ارتش ایران از این وضعیت بهره برداری نموده و هندوستان را بدست می گیرد به پاس این کار نام این کوهها را تنگه میر بولان نامیده وثبت نموده اند . در حال حاضر چندین منطقه به وی اختصاص داده اند از جمله کوهستان بولان گذرگاه بولان معروف ترین دانشکده پزشکی در پاکستان به نام وی مسمی گردیده شهر میر جاوه که در اصل می جاه بوده  که منظور میر بولان ریگی است .این طایفه در میل گذاری مرز هم نقش به سزایی داشته است از ملک سیاه کو تا پسا بندر را میل گذاری نموده اند .

    طایفه ریگی ساکن دهستان لوتک از تیره شنبه زهی وارباب میباشند که بصورت پراکنده در اطراف لوتک زندگی میکنند

    خلیفه روزالدین ریگی و غلامنبی ریگی ومرحوم جیل ریگی از تیره شنبه زهی اند

    1. با عرض سلام.
      با احترام به نظر شما ولی ایل بزرگ رخشانی زیرمجموعه طائفه محترم ریگی نیست و همانطور که زبان بلوچی به دوشاخه اصلی بلوچی رخشانی و براهویی تقسیم می‌شوند ایل بزرگ رخشانی هم سرشاخه است نه زیرمجموعه

      .

    1. سلام به مدیر و همه عریزان،این که مدام گفته میشه فلانی یا فلان طایفه از سیستان و بلوچستان کوچ کرده به جنوب و جنوب شرق کرمان فکر نمیکنم منطقی باشه،بلوچها اولین سرزمینی که سکونت میکنند،رودبار جنوب و اطراف رودبار بوده بعدها در زمان غزنویان از رودبار و کهنوج و …به مکران و بلوچستان امروزی مهاجرت میکنند،اون موقع جیرفت یا سبزواران و بمپور دو تا شهر و سکونتگاه اصلی بلوچها بودن و تقسیمات کشوری مثل الان نبوده که بلوچها پراکنده باشند،بلوچ یه قوم ایرانی آریاییه و اینکه بعضی از طوایف بلوچ نصب خودشون رو به حمزه عموی پیامبر و حضرت علی و امام حسن و حسین سلام الله علیهم ربط میدن واقعا عجیبه،اگه کسی عربه دیگه ادعای بلوچ بودن نکنه،تا همین زمان شاه کرمان و بلوچستان یه استان بودن و بعد جدا شدند،سرزمین اصلی قوم بلوچ رودبارزمین و جنوب و جنوب شرق کرمان هست

      1. سلام عزیز ولی منم فکر می کنم حرف شما منطقی نیست و واقعا هم در حقیقت منطقی نیست حرفاتون، هیچ بلوچی ادعای عرب بودن نداره منتهی یک طایفه هست که منتسب هست به امام حسن (ع) اونهم طایفه بزرگ بلوچ بلانوشی هست و طبق شجره نامشون سید هستند و جدشون هنوزم مقبرش در بلوچستان پاکستان هست این طایفه هر شاخش باز خودش یک طایفه بزرگ جداست در حقیقت از مجموع چند طایفه دیگه بلانوش هست آیا امکان دارد اینهمه طایفه به دروغ سید یا عرب باشند؟ اگر دروغ می گویند پس چطوریه که همه سردارها و ریش سفیداشون یک نظر و یک رای هستند و حرفشون یکی هست نمی دونم با چه منطقی این حرف رو زدی ولی یکم بشین فکر کن بعد بنویس مگه نمی شه یه کسی که عربه بیاد زن از بلوچ ها بگیره و وارثش بلوچ بشن؟خیلی آدم ها مثل طرز فکر تو دیدم که می خواهند بزور ثابت کنن نصب فلان طایفه ها بلوچ نیستند بهانتونم اینه که چون می گن عربیم چون لرن چون فلانن چون بهمانن ، پس دیگه بلوچ نیستند عزیزم اون طوایفی که خودشون رو از جایی دیگه و قومی دیگه میدونن کذب نمی گن شما همه رو به کیش خود نپندار، اینجور طوایف جد شون زن بلوچ گرفته و بلوچ شدن پس اینکه یه طایفه سید باشه بلوچم باشه چیز عجیب و غیر ممکنی نیست. و شدنیه بعدشم راجب بعضی بلوچ های رودبار که گفتی منطقی نیست از بلوچستان اومده باشند بزار یه چیزی بگم، اینکه بلوچ ها از جنوب کرمان قوچ کردند ششصد هفتصد سال پیش به طرف بلوچستان چه ربطی داره به اینکه یه طایفه دویست سال پیش صد سال پیش تصمیم گرفته اومده دوباره جنوب کرمان مگه نمی شه حالا همون بلوچ وارثش قوچ کنه به جنوب کرمان یا مکان اولیش برو تحقیق کن زمانی چقدر ایرانی رفتن امارات و بچه هاشون همون جا به دنیا اومدن بعد همون بچها بزرگ شدند و دوباره بازگشتن ایران با اینکه اقوام خودشونم دیگه نمیشناختند، یا همین جیرفت و کهنوج یا هرمزگان مگه کم بلوچی داره داخل مغازه هاش و شهرش که قوچ کردند از زاهدان و سراوان و اومدن این منطقه برای امرار معاش نمی دونم چطور و از روی چه منطقی این حرف و میزنی که بلوچی که رفته از جنوب کرمان به بلوچستان، دیگه نمی تونه قوچ کنه بره جنوب کرمان در صد ها سال بعد
        رودبار جنوب زهکلوت و رمشک قلعه گنج اونجا از بزرگان منطقه از ریش سفیدان بپرس کلی بلوچ هست تو رودبار و زهکلوت و رمشک که اکثرا نشون اصالتشون از بلوچ های شمال بلوچستان هست و اگر که بگیم دروغ می گویند پس از کجا قدیمی هاشون ریش سفیدهای بلوچ های محاجر محلی رودبار این همه شباهت و ویژگی مشترک دارند در حرف و سخنشون با ریش سفیدان محلی بلوچ های سرحد با ریش سفیدان محلی بلوچ های شمال بلوچستان با ریش سفید های محلی سیستان و…این قدیمی ها که نه اینترنتی بوده که بخوان از روی اینترنت حرف بزنن نه کتابی بوده که بخوان بگن پس آیا از خودت نپرسیدی از کجا می دونن؟خوب من جوابتو میدم فقط یه جواب داره اون ریش سفیدم از پدرش و پدرش هم از جدش سینه به سینه شنیده و رسیده به وارثاشون یه سر برو زهکلوت برو قلعه گنج برو رودبار برو رمشک و تحقیق کن اکثر طوایفی که بلوچن محاجرت کردن به جنوب کرمان از بلوچ هایی هستند که زادگاه اون نوع بلوچ در همون منطقه ای هست که ریش سفیدای این طوایف می گویند مثلا در زهکلوت طایفه زمانخانی این طایفه از طایفه یحرمدی در سرحد و مرز و خاش هست و خود اون طایفه هم من پرسیدمشون در سرحد این حرف رو قبول داشتند یا در رمشک طایفه سرحدی از بلوچ های سرحد هستند یا در رودبار نارویی ها مکان اصلی نارویی ها در بلوچستان شمالی هست که الآن جز کشور افغانستان است حالا اگر محاجرت نکردند پس در اسلام آباد از کجا نارویی اومده؟ یعنی این یه نارویی جدا است؟ اگر این طور هست پس چرا نارویی های بلوچستان هم اینارو قبول دارند؟ یا طایفه بلوچ براهویی ، براهویی ها از طوایف بومی بلوچستان شمالی هستند پس اگر براهویی رودبار و عنبر آباد فاریاب از اونا نیستند پس چطور به زبان براهویی مثل همون براهویی زاهدان و نیمروز صحبت می کنند؟ حتی براهویی ها بوشهر هم رفته اند براهویی تعداد زیادی در بوشهر هستن که مثل بقیه براهویی ها حرف می زنند از خود براهویی های رودبار پرسیدم گفتند درسته بعضی از طایفه ما چندین دهه قبل تر رفتند به بوشهرحالا اگر محاجرت نکردند چطوری پس تو بوشهر هستند از همون طایفه؟ یا طایفه گرگیج رودبار کهنوج طایفه گرگیج در اصل بلوچستان شرقی پاکستان و سیستان ساکن هست با این حال تو رودبار هم گرگیج هست و دقیق هم اسم اون روستای اجدادی شون که اومدن میدونن ،،من از گرگیج های سیستان هم پرسیدم می گفتند درسته افرادی از طایفه ما به طرف رودبار محاجرت کردند و اون عزیز سیستانی دقیق اسم شخصی رو گفت که اسم جد همون گرگیجای رودبار بود این میزان از شباهت در کلام اونهم کلام افرادی که سنشون به زمان اینترنت و گوشی عصر ارطباتات نمی خوره چطور ممکنه ؟ حتی محاجرت های برعکس هم وجود داشته یعنی از جنوب کرمان بع طرف بلوچستان مثلا طایفه بامری مکان حقیقیش در غرب بلوچستان و بم و جنوب کرمان هست اما در سیستان و استان گلستان اگر بری و تحقیق کنی جمعیت زیادی از بامری ها اونجا هستند و طبق شجره نامه ای که دارند وصل می‌شوند به بامری جنوب غربی بلوچستان یا مثلا طایفه رئیسی در خیلی قدیم تر ساکن کوه شاه و جنوب کرمان بوده اند و بعد ها می روند بلوچستان خیلی هاشون موندگار میشوند خیلی هاشون میروند جاهای دیگر بلوچستان و اده ای شونم بر می گردند دوباره بعد چند قرن به جنوب کرمان بعد الآن چقدر رئیسی در لاشار میرجاوه در چابهار در سیستان در کویته پاکستان هست؟یا طایفه کورد حتی از اسمشونم معلومه که کورد هستند و همه بزرگانشون یک رای هستند از تمام تیره هاشون یک رای هستند بر کورد بودنشون خوب آیا اینها اتفاقی هست؟ آیا از هندوستان منطقه ای دور تر وجود دارد با این حال در هندوستان پر است از طوایف هوت بعد همزمان در بلوچستان کهنوج و زهکلوت هم هوت وجود دارد حتی بعضی از این طوایف هنوز با طایفه های خودشون در سرحد یا سیستان یا بلوچستان شرقی هنوز رفت و آمد دارند پس آیا این نتیجه رو نمی تونیم بگیریم که درسته و محاجرت وجود داشته؟ حتی بغیر از طوایف بلوچ در رودبار طوایف محاجر لر تبار هم هست که اونها هم چیز عجیبی نیست و حقیقت دارد و این چیز غیر ممکنی نیست یه لحظه بشین با خودت فکر کن چطور این طوایفی که خودشون رو محاجر می دونن دقیق می گویند اصالتا منطقه اجدادیمون فلان جاست بعد تحقیق می کنی میبینی بعله در اون منطقه دقیقا از همون طایفه وجود داره و اون قدیمی هاشونم که این چیزا رو تعریف می کنند اصلا اینترنت و موبایلی ندارن که بگیم از روی موبایل این حرف رو می زنند پس آیا این نتیجه رو نمی گیری که واقعیت داره و راست می گویند بعدشم چون بعضی طوایف دیگه به دروغ داستان های این طوایف رو منتسب می کنند به خودشون باعث شده که خیلی از مردم اصالت بلوچی بلوچ های محاجر رودبار زمین رو باور نکنند یا اصالت لر های رودبار رو باور نکنند در ضمن اینکه می گی رودباری ها خودشون بلوچن باید بگم که رودباری ها جدا از بلوچ نیستند بلوچ و رودباری های بومی قدیمی و بلوچ ها ریششون یکی هست بلوچ و رودباری از ۷۰۰۰ سال قبلتر که هنوز این قوم و نژاد بازی هاو بلوچ و رودباری و لر و کرد ترک و عرب و…نبوده بلوچ و رودباری در رودبار کنار هم زندگی می کردند و عموزاده ی یکدیگر بوده اند و هستند در طول تاریخ اینقدر جابه جایی رخ داده که مغز انسان موقع خوندن تاریخ سووت می کشه و این ها رو نمیشه انکار کرد در ضمن در کل رودبار زمین اصالت هر طایفه ای مشخصه قریب به ۹۰ درصد نصب همدیگرو رو می دونند

    1. سلام دوست عزیز میتونی کامل درمورد این طایفه بگی چون من هم فکرکنم از این طایفه باشم

    2. دررابطه با شهدوستی ها چه کسانی بودند و چگونه برجک سیف الله ثبت سند شده به نام شهدوستی ها ایا طایفه سرشناس منطقه بوده اند یا خیر سرشناس نبوده اند لطفا $امیر سعید از مریخ اگر اطلاعات دارید $ج ج جججججججججججج ج ج ج ج ج ج ج ج بدهید

  24. طایفه ی هوت یکی از بزرگترین قبایل بلوچ میباشد ، میر هوتی خان ( هوت) فرزند میرجلال خان ( حاکم و ناجی بلوچستان از دست بیگانگان مغول بود) میباشد . میر جلال خان دارای چهار فرزند با نامهای :(( ۱- میرهوتی خان (هوت) ۲- میر رند خان ۳- میر لاشار خان ۴- میرکورایی خان )) میباشد و میر هوتی خان جانشین پدر شد ؛ هریک از فررزند میر جلال خان برای خود قبیله ی جداگانه با نامهای خود تشکیل دادند .

    ۱- میرهوتی خان موسس قبیله ی هوت
    دارای پنچ شاخه ی بزرگ با نامهای ( هوت میرانی ، هوت کلمتی ، هوت تالپور ، هوت مزاری ، هوت کهوسه) میباشد.

    ۲- میررند خان موسس قبیله ی رند
    دارای شش شاخه ی بزرگ با نامهای ( مری ، لغاری ، بزنجو ، دمکی ، آسکانی ، نوتکانی ) میباشد.

    ۳- میر لاشار خان موسس قبیله ی لاشاری
    دارای چهار شاخه ی بزرگ با نامهای ( بگطی ، بامری ، لاشاری ، مگسی) میباشد.

    ۴- میر کورایی خان موسس قبیله ی کورویی
    دارای سه شاخه بزرگ با نامهای ( جمانی ، جانی ، لانگو ) میباشد.

    1. طایفه مرادی زاده
      درجنوب کرمان طایفه ای اصیل شاهون زهی به چند سال برمی گرددگویش محلی برخورداره سردارانی چون &مراد&بوده شغل کشاورزی کناره نشین رودهلیل &محمودمرادی۰۹۱۶۴۶۹۴۵۷۸ روستای گردش گری هیرگلوخون گرم &طایفه میرانی&