رودبارجنوب و فیلم رودبارجنوب در سال ۷۹
فیلم رودبارجنوب در سال ۷۹

فیلم رودبارجنوب در سال ۷۹ خاطره بازی با روزگاری که گذشت

فیلم رودبارجنوب در سال ۷۹

فیلم رودبارجنوب در سال ۷۹

یاد کدیمون چه خوشن _ هیچ گاه فراموش نخواهم کرد خاطره آن روز ها را ؛ صبح پگاه که بیدار می شدم مادر نشسته بود بر درگاه دوار و افتاده بود به کار ورز دادن خمیر . کار خمیر که تمام می شد چایی شیرین می کرد و نانی در آن تلیت می کرد و صبحانه ای می ساخت برای من و به راهم می کرد تا بروم به دبستان . و خود چیلکی بر می داشت و می رفت به جنگل برای دار . زنگ دوم از پاتل شاکهای کلاس کپری ننه را می دیدم که گوشه های روسری سیاه کودری اش را چهار لا گذاشته روی سرش و کوهی از هیزم نهاده بر آن . زنگ که می خورد گشنه تر از همیشه به خانه می رسیدم . بی بی نبات و خاله مه دیم و ننه را می دیدم کنار تنور . بی بی چانه می گرفت و می گذاشت لای سهره ، خاله مه دیم تنک می کرد و می گذاشت روی نون بند و ننه که ایستاده بود کنار تنور به چسباندن . سر در تنور می برد و خمیری می چسباند ، سر که بر می آورد نانی در دست داشت برشته چون قرص خورشید . پای تنور که می رسیدم سلام می کردم و همه چه مهربانانه جوابم می دادند . ننه از کوه داری که صبح از صحرا آورده بود چکوتی بر می داشت ، گوشه ای از نان را که نازکتر بود و برشته تر بود جدا می کرد ، چکوت را چونان نیزه ای از وسطش می گذراند و دو طرف چکوت را می داد دست من . که مبادا دست های نازک کودکانه بسوزند و می گفت ” سگده ی چکوم بهم

مشاهده آنلاین ویدیو رودبارجنوب در سال ۱۳۷۹

مطالب مرتبط:

تفاوت گویش شمال و جنوب کرمان همراه با مثال و تاریخچه

دانلود پاورپوینت گزارش کامل روستاهای شهرستان رودبارجنوب استان کرمان

ماجرای گم شدن جوانی از روستای بوینگ در جازموریان و نجات معجزه آسای او

فوت قنبر نارویی خواننده محبوب جنوب کرمان واقعیت یا شایعه ؟

هنرنمایی خواننده روشندل جازموریانی رحمان فرامرزی نمداد به همراه ویدیو

مکان های گردشگری جازموریان و حاشیه آن که هر مسافری را به وجد می آورد

 

درباره مدیر

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.